|
خداحافظ ... همين حالا همين حالا که من تنهام خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده است خداحافظ واسه اينکه نبندي دل به روياها + نوشته شده در 88/04/14 12:41 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
فقط ازتون میخوام چه خوب بودم و چه بد دلم برای همتون تنگ میشه ... + نوشته شده در 88/04/14 12:36 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
عشق پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش مي داري. و تو براي اينکه معشوقت را از دست ندهي، بهتر است بالاتر را نگاه نکني. زيرا ممکن است چشمت به خدا بيفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چيز پيش او کوچک جلوه مي کند. پشت سر هر معشوق، خدا ايستاده است. ادامه مطلب + نوشته شده در 88/04/08 16:32 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
آیا شما به عشق حقیقی اعتقاد دارید؟ آیا شما به عشق در نگاه اول معتقدید؟ به عشق همیشگی و مداوم چطور؟ من فکر میکنم داستانهای عاشقانه ای که پیش روی شماست اعتقاد شما به عشق را محکم میکند. آنها مشهورترین داستانهای عاشقانه در تاریخ و ادبیات هستند. عشق آنها عشقی ابدی و جاودانه است. آیا شما به عشق حقیقی اعتقاد دارید؟ آیا شما به عشق در نگاه اول معتقدید؟ به عشق همیشگی و مداوم چطور؟ من فکر میکنم داستانهای عاشقانه ای که پیش روی شماست اعتقاد شما به عشق را محکم میکند. آنها مشهورترین داستانهای عاشقانه در تاریخ و ادبیات هستند. عشق آنها عشقی ابدی و جاودانه است.....
بقیه در ادامه مطلب...... ادامه مطلب + نوشته شده در 88/03/16 18:1 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه کنم نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم می شه هرشب که تو هرشب کنارمی لحظه ها رو دنبال کنم می شه یاد هر شب و هرشب تا صحر خدا رو صدا کنم نمی شه با هم کنار هم یه شب و تا صحر بدون اخم گذر کنم می خوام از سکوت بی وقفه تو تو غبار لحظه هام بشینم و حرف بزنم می خوام از روی جنازه های دل سوخته آدمای شهر کوچ کنم می خوام از کنار تو عشقم و یه یه جوری با نگات طاق بزنم می خوام از روی گونه های خیسم برات از اشکام دریا بسازم می خوام از بلند ترین قله دنیا داد بزنم عزیز ترین دوستت دارم + نوشته شده در 88/02/29 17:9 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده
خاک شد هرکه بر این خاک زیست ٬ خاک چه داند که در این خاک کیست <<<<<<<<<< بقیه تو ادامه مطالب >>>>>>>>>>>>>>>> ادامه مطلب + نوشته شده در 88/02/08 12:12 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
کاش:
هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی تک نبود
کاش :
برجانی که بر قاب دل است
واژه ی تلخ خیانت حک نبود + نوشته شده در 88/01/25 13:4 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
عزیزم + نوشته شده در 88/01/17 11:26 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود + نوشته شده در 88/01/13 11:29 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
فرا رسیدن عید نوروز بر همگان مبارک برآمد باد صبح و بوی نوروز + نوشته شده در 87/12/26 11:6 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
+ نوشته شده در 87/12/19 11:13 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
بنام آنكه اگر حكم كند همه محكوميم چشم چشم ، دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نيستي پيشم ؟ نگاه خـيـس تو كــو؟ گوش گوش دو تا گوش دو دست باز يه آغوش بيـــا بگــيــر قـلـبـمـو يادم تو رو فـرامـوش چوب چوب يه گردن جايي نري تو بـي مـن دق مي كنم مي ميرم اگه تو دور شي از من دست دست دو تا پا يـاد تـو مـونـده ايــنـجا يادت مياد كه گفتي بي تو نمي رم هيچ جا؟ من ، من يه عاشق هـمون مجـنـون سـابـق + نوشته شده در 87/12/18 16:39 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
کاشکی ندونی وقتی که میرم کاشکی ندونی بی تو میمیرم مرگ قناری دیدن نداره گلی که خشکید چیدن نداره میرم از اینجا وقتی که خوابی من اهل خشکی تو اهل آبی این نامه از دختر کویره وقتی میخونیش که خیلی دیره میرم از اینجا با پای خسته با چشمی گریون قلبی شکسته بغضی هنوزم مونده تو سینه دوری چه سخته قسمت همینه + نوشته شده در 87/12/07 16:44 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
+ نوشته شده در 87/11/29 17:19 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
روز ولنتاین - روز عشق بر عاشقان مبارک نميگم دوستت دارم + نوشته شده در 87/11/23 10:42 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
مگه چیه اصلن؟ همه که مث شما نیستن که همه چیزو بلت باشن. خوب اگه میدونی نخون. اجباری که نیس ! قصه - ولنتاین - از کجا شروع شد؟ دقیقا از گل و ماه و ستاره ! بقیش تو ادامه مطالب + نوشته شده در 87/11/19 11:0 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که برید تو ادامه مطالب>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ادامه مطلب + نوشته شده در 87/11/19 10:28 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
عشق یعنی ... در موفقیت هم شریک بودن. عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره. <<<<<<<<<<<<به ادامه مطالب بروید>>>>>>>>>>>>> ادامه مطلب + نوشته شده در 87/11/12 10:52 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست، اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست! ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست، آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست! + نوشته شده در 87/11/03 16:44 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
چه لطيف است حس آغازي دوباره، + نوشته شده در 87/10/28 15:21 توسط امیر, اشکان جون و سامان |
|